Skip navigation

شب اول بود كه در خانه مادربزرگم  با يه دختر گوشت و سكسي آشنا شدم

اسمش مهنا بود ، خيلي جيگـــر و كردني بود و من خيلي ازش خوشم

اومدبود اون شب با هم آشنا شديم و من شمارشو گرفتم چند شب بعد كه باز

اومده بودن اونجا مادر اون و مادر من براي خريد به بيرون رفتن و فرصت

خوبي بود تا خفتش كنم ، ما كه رفته بوديم تو اتاق و جلوي كامپيوتر بوديم

صندليش رو آورد نزديك من هم از فرصت استفاده كردم و خودمو چسبوندم بهش معلوم بود حشري شده بود

…. اين داستان ادامه دارد

من و بابام و مامانم حسابي گرم شده بوديم كه زنگ در خورد و يه صدايي گفت مامور شهرداري

هستم ، اومدم ماهيانه بگيرم ما كه داغ بوديم و حوصله پول دادن نداشتيم اونو كشونديم توي بساط

خودمون و اون هم وارد سكس گروهي ما شد

من كه بابام با كير غول آساش داشت منو جر ميداد مامور شهرداري هم كيره سياهش رو اضافه

كرد و با جاروي فراشي خودش كرد تا ته توي كوسه سفيدم

مامانم كه حسابي حشري بود مامور شهرداري رو گرفت و برد توي تخت اتاق خواب و

حسابش رو رسيد .

اين داستان ادامه دارد

در همون حال كه بابام كفگير رو ميكرد توي من كيرش هم كرد تو ! من حسابي داغ كرده بودم كه صداري در اومد

در رو باز كردم ديدم مامانم هست اونم كه حشري شده بود اومد وسط كار خلاصه بابام كيرش رو ميكرد تو كوس جوون

و بدون پشم من مامانم هم تخم بابام رو ليس ميزد انگار لواشك ليس ميزنه.

اين داستان ادامه دارد

اونروز مامان خونه نبود و براي كاري رفته بود بيـــرون و ديروقت نميومد باباي من هم كه مثل هميشه با يك مجله سكسي playboy اومد خونه ، اول مجله رو باز كرد و عكس هاشو ديد بعد هم دراز كشيد. من كه داشتم از اونجا رد ميشدم يه دفه كتابم افتاد خم شدم كه برش دارم بابام لاي كوسم رو ديد (دامن داشتم) اما به روي خودش نياورد. چند دقيقه بعد كه رفته بودم تو آشپزخونه داشتم چيزي بر مي داشتم يه دفه ديدم يكي از پشت بهم چسبيده با ترس برگشتم ديدم بابام هست ، يه دفه گفت صدات در نياد آروم ميكنمت يكم بيشتر طول نميكشه

بعد منو خوابوند روي مبل و با دندوناش لباسامو كند و بعد كفگير رو كرد تو كوسم …

اين داستان ادامه دارد…

Welcome to WordPress.com. This is your first post. Edit or delete it and start blogging!

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.