Skip navigation

من و بابام و مامانم حسابي گرم شده بوديم كه زنگ در خورد و يه صدايي گفت مامور شهرداري

هستم ، اومدم ماهيانه بگيرم ما كه داغ بوديم و حوصله پول دادن نداشتيم اونو كشونديم توي بساط

خودمون و اون هم وارد سكس گروهي ما شد

من كه بابام با كير غول آساش داشت منو جر ميداد مامور شهرداري هم كيره سياهش رو اضافه

كرد و با جاروي فراشي خودش كرد تا ته توي كوسه سفيدم

مامانم كه حسابي حشري بود مامور شهرداري رو گرفت و برد توي تخت اتاق خواب و

حسابش رو رسيد .

اين داستان ادامه دارد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: